همشهری آنلاین - فتانه احدی: در روزهای پر التهاب جنگ تحمیلی سوم، نیروهای امدادی در کنار نیروهای مسلح در خط مقدم حضور داشتند و مایه دلگرمی مردم بودند اما امدادرسانی در شرایط جنگی ناگفتههای زیادی دارد. از کشف بمب و موشکهای عملنکرده در خانههای شهروندان تا نجاتهای باورنکردنی از زیر آوار. قدرتالله محمدی، مدیرعامل و سیدجلال ملکی، سخنگوی سازمان پیشگیری و آتشنشانی تهران با حضور در برنامه تلویزیونی همشهری ناگفتههایی از امدادرسانی در شرایط جنگی را بازگو کردهاند که چکیده آن را در ادامه میخوانید.
اولین مأموریت
محمدی:
اولین ماموریت ما مربوط به انفجاری میشد که ساعت ۹:۴۰، نهم اسفند در بیت رهبری اتفاق افتاد. لحظات پر استرسی را طی کردیم. من در طول مسیر ۷ایستگاه را فرا خواندم و جزو نخستین نفراتی بودم که به بیت رسیدم. قیامتی از دود، آتش، گرد و خاک را میدیدم. من و نیروهایی که آنجا بودیم آن زمان همه فکرمان مقام معظم رهبری بود. آن لحظات پر استرس و نگرانی سرآغاز ۴۰شبانه روز تلاش نیروهای آتشنشانی بود.

آمار خیرهکننده
ملکی:
در روزهای جنگ بهجز حوادث روزانه، حوادث جنگ هم اضافه شد. در مدت ۴۰شب، ۴۰۰حادثه به آتشنشانی تهران اعلام شد که آمار بالایی است. در طول جنگ بیش از ۴۰درصد حملات در تهران اتفاق افتاد. در این حوادث موفق شدیم ۴۲۷نفر را زیر آوار و داخل ساختمانها زنده خارج کنیم؛ همینطور در این مدت ۲۷۰هزار نفر ساعت، عملیات انجام شد. در این مدت ۳۴نفر از نیروهای آتشنشانی در عملیات مصدوم شدند و شهید نداشتیم.
نجات کودک یک و نیم ساله
محمدی:
روز دهم فروردین، به ساختمانی در خیابان صابونچی حمله شد و ما بلافاصله در آنجا حاضر شدیم. در آنجا دیدم یکی از آتشنشانان کودکی یک و نیم ساله را در آغوش گرفته. او گفت مادرش شهید شده و پدرش زخمی است و گفته مواظب فرزندش باشیم. من هم کودک را در آغوش گرفتم و داخل خودروام بردم. بررسیها نشان داد که این خانواده بعد از نخستین انفجار به پشت بام رفته بودند اما در آنجا دومین انفجار رخ داده و مادر شهیده بود. از آنجا که پدرش سفارش کرده بود مواظب دخترش باشیم، من هم تا آمدن پدر بزرگ و مادربزرگ، کودک او را پیش خودم نگه داشتم.

این مردم قدرشناس
ملکی:
مردم ما خیلی با معرفت و قدرشناسند. مسئولان باید قدردان آنها باشند. مردم در جنگ بسیار متفاوت شده بودند و خیلی خوب همکاری میکردند. مسیرها را باز میکردند و همکاریهای لازم را انجام میدادند. خیلی وقتها با آب، چای و شربت از مأموران آتشنشانی پذیرایی و قدردانی میکردند. در ماه رمضان که آتشنشانان و نیروهای امدادی درحالیکه روزه و ساعات شبانه روز را فراموش کرده بودند، برخی از خانوادهها، سفرههای افطاری آماده میکردند.
خنثی کردن موشک کروز
محمدی:
به ما اطلاع دادند یک موشک کروز منحرف شده و به خانهای در خیابان پیروزی اصابت کرده است؛ بلافاصله به آنجا رفتیم و متوجه شدیم موشک از پذیرایی خانه وارد شده بود و خوشبختانه کسی در خانه نبود. سرجنگی آن موشک ۵۰۰کیلو بود. تیم متخصص آن را خنثی کردند و با جرثقیل و به سختی آن را درحالیکه فضا پر از استرس و نگرانی بود، بیرون کشیدیم. واقعا در این صحنهها نیروهای آتشنشان رشادتهای زیادی از خود نشان دادند.
تلخترین عملیات
ملکی:
پیدا کردن پیکر بچهها مثل کودک ۳ماه که کوچکترین شهید تهران محسوب شد، تا افراد سالخورده و پیکرهایی که تکه تکه شده بودند، بهشدت ما را ناراحت میکرد. در روز سوم وقتی در محل حادثه مجتمع رسالت در حال انجام عملیات بودیم، مردی گفت که ساکن خانهای در همان نزدیکی است که آنجا را ترک کرده. با هم به خانهشان رفتیم و وقتی وارد ساختمان شدم، رد خونی را روی دیوار دیدم و یک تکه گوشت که آنجا افتاده بود. دیدن این صحنه بهشدت مرا اذیت کرد. این تکه گوشت متعلق به چهکسی بود؟ خانوادههای زیادی دنبال عزیزانشان بودند و این عزیز چهکسی بود؟
نجات ۱۵نفر از آوار بانک
محمدی:
در شهرک غرب، خیابان زرافشان به ساختمانی ۵طبقه حمله شد که زیر آن بانک بود. مردی به من نزدیک شد و گفت که یکی از اقوامم و ۱۴نفر دیگر زیر آوار ماندهاند و او با تلفن با من حرف میزند. گوشی را گرفتم. او گفت همگی در حال خفه شدن و نمیدانیم کجا هستیم. به او گفتم که ما با سوت علامت میدهیم هر جا نزدیک شد به ما بگویید. دور ساختمان را گشتیم تا اینکه او صدای سوت را شنید و ما جای آنها را پیدا کردیم. یک روزنه ۳۰سانتی متری آنجا بود که رد شدن از آن خطرناک بود. یکی از آتشنشانان قبول کرد وارد شود. او به سختی وارد شد و یک پنجره را برید تا به آنجا رسید و موفق شد ۱۵نفر را یکی پس از دیگری از زیر آوار بیرون بکشد. همه آنها موقع حمله در بانک بودند که بعد از ریزش ساختمان توانسته بودند در گوشهای پناه بگیرند.
نظر شما